تبليغاتX
رامسر عروس شهرهای ایران

چقدر خوبه که بدونی یکی میخواد بهت بگه آدم خودخواه و ریا کاری نیستی.

چقدر خوبه که بدونی یکی میخواد بهت بگه آدم صادق ودرستکاری هستی.

چقدر خوبه که بدونی یکی میخواد بهت بگه آدم مهربونومتواضعی هستی.

 چقدر خوبه که بدونی یکی میخواد بهت بگه آدم محترمی هستی و ذهن بازی داری.

چقدر خوبه که بدونی یکی میخواد بهت بگه آدم سخت کوشی هستی و کار خیلی ها روراه میندازی.

چقدر خوبه که بدونی یکی میخواد بهت بگه که...

همیشه خودتو تشویق میکنی که از درون اصلاح بشی.

همیشه به جای یاس و ناامیدی, شور و شوق زیادی داری.

به جای نادرستی , پاکی ودرستی روپیشه راهت کردی.

به جای تکبروخودخواهی, تواضع و فروتنی رو در پیش گرفتی.

به جای حرص و طمع, آدم دست و دلبازی هستی.

به جای بدجنسی ,خیلی با ایمان و درستکاری.

به جای دورویی و ریا, خیلی یکرنگ و خالصی.

حالا که میتونی توجه و لطف خدا روجلب کنی این عبارت ها رو هم به خودت ,ذهنت وقلبت تلقین کن:

اگر میخواهی  واقعا برنده و فاتح زندگیت باشی,

منتظر نمون تا دیگران تشویقت کنن,

به نفس درونی خودت که بهترین مشوقته رجوع کن,

برای هر کسی که بهت نزدیکه ارزش و احترام قائل شو,

چون ممکنه یه روز از خواب بیدار شی و ببینی که,

یه گوهر ارزشمند و گرانبها رو زمانی از دست دادی که درگیر گرفتاری هات بودی...

وقتی داشتم این مطلب رو تایپ میکردم خیلی لذت بردم.چقدر خوب میشه که آدما اینقدر زیبا به زندگی نگاه کنن واین همه شفاف زندگی کنن.با خودم میگم کاش میشد که اینطور بود, کاش میشد آدما هم مثل این جمله ها اینقدر زیبا و دلنشین باشن.البته هستن اما باید گشت...کاش منم بتونم یه روزی اینجوری باشم ,خالص و یکدست...!!

+ نوشته شده توسط سولماز در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 23:9 |

We must learn to understand are another

بايد ياد بگيريم كه يكديگر را بفهميم

اختلاف هميشه پيش مي آيد. در حل اختلاف است كه آدم ها متمايز مي شوند با صحبت و درك

 نيازهاي ديگري و با اشتياق نشان دادن به حل مخالفت ها هر اختلافي مي تواند و بايد آرام بگيرد

مردم بايد با هم اين طور باشند ما بايد با هم اين طور باشيم

 مردم وقتي كامل اند كه يك دوست واقعي داشته باشند كه آنها را بفهمد

كه در رنج ها و اندوه هاي شان سهيم شود و همه عمر كنارشان بماند

 

دوست كسي است كه همه كارهاي تو برايش مهم باشد

 دوست كسي است كه در خوشي ها و ناخوشي ها به او رو كني

 دوست كسي است كه همه كرده هاي تو را بفهمد

 دوست كسي است كه حقيقت را درباره خودت به تو بگويد

 دوست كسي است كه بداند در هر حال چه بر سر تو مي آيد

 دوست كسي است كه با تو رقابت نكند

 دوست كسي است كه وقتي همه چيزبراي تو خوب است از ته دل خوشحال شود

 دوست كسي است كه وقتي اوضاع خوب نيست بكوشد تو را شاد كند

 دوست كسي است كه امتداد تو باشد و بدون او كامل نباشي

 

+ نوشته شده توسط سولماز در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:18 |

در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 8:57 |

پادشاهي جايزه بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل , آرامش را تصوير کند .
نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند . آن تابلوها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب , رودهاي آرام و کودکاني که در خاک مي دويدند , رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم برگلبرگ گل سرخ .

پادشاه تمام تابلوها را بررسي کرد , اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد . اولي , تصوير درياچه آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود . در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد , و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه چپ درياچه ، خانه کوچکي قرار داشت , پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن برمي خواست , که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است .

تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود . قله ها تيز و دندانه اي بود . آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود , و ابر ها آبستن آذرخش , تگرگ و باران سيل آسا بود .

اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگر ي که براي مسابقه فرستاده بودند , هماهنگي نداشت . اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم جوجه پرنده اي را مي ديد . آنجا , در ميان غرش وحشيانه طوفان گنجشکي ، آرام نشسته بود .

پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده جايزه بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است . بعد توضيح داد :

آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سرو صدا , بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود , چيزي است که مي گذارد در ميان شرايظ سخت , آرامش در قلب ما حفظ شود . اين تنها معناي حقيقي آرامش است .

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 17:25 |

جوان پريشان و آشفته نزد استاد خويش امد و با حالتي زار و به هم ريخته گفت: به هر كسي محبت مي كنم جوابم را با گستاخي و بي احترامي مي دهد و از مهرباني من سوء استفاده مي كند و نمك مي خورد و نمكدان مي شكند . شما بگوييد چه كنم؟ ايا طريق مهر و محبت را رها سازم و همچون خود آنها بي رحم و خود پرست شوم و به فكر منافع خودم باشم ؟! استاد با لبخند گفت: وقتي كسي به ديگري محبت مي كند و در حق انسان هاي اطراف خودش مهرباني و شفقت به خرج مي دهد اين كار را فقط به خاطر انها انجام نمي دهد بلكه اولين فردي كه از اين عمل مهربانانه نفع مي برد خود شخص است كه احساسي آرام بخش و متعالي وجودش را فرا مي گيرد و بركت و شادي و عشق در وجود و زندگي او گسترش ميابد . اگر انها جواب محبت را با فريب و دغل مي دهند و از مهرباني تو سوء استفاده مي كنند تو هرگز نبايد فضاي پاك وارام و با صفاي دل خود را به خاطر افرادي اين چنيني تيره و تار كني. هر چه اطراف تو را فريب و نيرگ بيشتر فرا  گرفت تو به خاطر خودت و به خاطر آرامش و تعالي روح و روان خودت عاشق تربمان و چراغ مهرباني را در دل خود خاموش نكن. در واقع به خاطر خودت هم كه شده هميشه عاشق بمان؟!

+ نوشته شده توسط سولماز در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت 17:6 |
پسرها

توی ماهیتابه روغن میریزن
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن
- تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریزن
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن


دخترها

توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میكنن
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
یه دونه تخم مرغ پیدا میكنن
چند تا فحش میدن
دنبال كبریت میگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن میكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
تخم مرغی كه از روی كابینت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك میكنن
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
میرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
تلویزیون رو روشن میكنن و صداش رو بلند میكنن
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
تخم مرغها رو میشكنن و توی ماهیتابه میریزن
دنبال نمكدون میگردن
نمكدون خالی رو پیدا میكنن و چند تا فحش میدن
دنبال كیسهء نمك میگردن و بلاخره پیداش میكنن
نمكدون رو پر از نمك میكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
نمكدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
بوی سوختگی رو استشمام میكنن و میدون توی آشپزخونه
چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهایی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینك
دنبال ظرفهای مسی میگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
یاد نمك میفتن و میرن نمكدون رو از كنار تلویزیون برمیدارن
چند ثانیه فوتبال تماشا میكنن
یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
روی باقیماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
چند تا فحش میدن و بلند میشن
نمكدون شكسته رو توی سطل میندازن
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میكنن
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زیر آب میگیرن
با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میكنن
نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن
+ نوشته شده توسط سولماز در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 23:5 |
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه ای که دامادهايش به او دارند را ارزيابی کند.


يکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم ميزدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شيرجه رفت توی آب و او را نجات داد.

فردا صبح يک ماشين پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکينگ خانه داماد بود و روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»


زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فردای آن روز يک ماشين پژو ٢٠٦ نو هديه گرفت که روی شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»


نوبت به داماد آخری رسيد.

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

اما داماد از جايش تکان نخورد.

او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟

همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.

فردا صبح يک ماشين بی ام ‌و آخرين مدل جلوی پارکينگ خانه داماد سوم بود که روی شيشه اش نوشته بود:«متشکرم! ازطرف پدر زنت»
 
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه هفدهم اسفند 1387 و ساعت 15:15 |
+ نوشته شده توسط مهدی پروا در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 و ساعت 12:37 |

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :
فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

9=1+8=18=5+9+ 3+1=1395= 1364+2+29

شماره تولد 9 است و اکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

 تفسیر اعداد:

-۱ خالق و مبتکر:
''
یک'' ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال ''یک'' ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که ''بهترین'' باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.
-۲ پیام آور صلح :
''
دو'' ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.
-۳ قلب تپنده زندگی :
''
سه '' ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.
-۴ محافظه کار :
''چهار'' ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.
-۵ ناهماهنگ با جماعت :
''
پنج'' ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.
-۶ رمانتیک و احساساتی :
'' شش'' ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند.''شش'' ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.
-۷ عاقل و خردمند :
''هفت'' ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!
-۸ آدم کله گنده :
''
هشت '' ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.
-۹ اجرا کننده و بازیگر :
''
نه '' ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ كـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند

+ نوشته شده توسط مهدی پروا در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 16:2 |

هماتيت

 هماتيت يا سنگ استرس نوعي كريستال است كه براي تقويت منطقو توانائيهاي رياضيو تفكر منطقي و دانش عميق بكار مي رود. اين سنگ همچنين خلاقيت فرد را افزايش مي دهد و باعث افزايشتمركز ميشود. هماتيت هرگونه امواج منفي را به سوي صاحب ان باز مي گرداند و مانع از استرس و فشار روحي شما مي شود. اين كريستال مثل تكه اي اهنرلا درد پا يا كمر را جذب مي كند و براي رفع دردهاي عضلاني يا مفاصل مفيد است.هماتيت براي رفع بي خوابي مفيد است.

 الماس

 الماس يا سلطان سنگها باعث تقويت انرژيهاي دروني فرد ميشود و ترديد و دودلي و بي ثباتي او را از بين مي برد. هرچه كيفيت اين الماس بهتر باشد اثر ان بيشتر است. الماس باعث تحرك و شادابي شخص

مي شود و عزت نفس او را افزايش مي دهد.

 يشم سبز

 يشم سبز يا كريستال ارامش كه سنگ ورزش نيز ناميده ميشود تقويت كننده چالاكي و چابكي فرد است. اكثر مردان شرق دور با فوايد اين سنگ اشنا هستند. كساني كه از يان سنگ استفادهكرده اند مي گويند پا به پتي افزايش سلامتي فرد .رنگ اين سنگ تيره تر ميشود و هذر چقدر از سلامتي فاصله بگيرد ان روشنتر ميشود. اين سنگ به احساسات و عواطف فرد ارامش ميدهد و باعث تقويت قواي جسماني او بعد از جراحيهاي كوچكو طلاقو ضايعه درناك مرگ نزديكان و يا از دست دادن شغل ميشود.بعضي ها ميگويند اين سنگ خوش شانيس مي اورد.

 كوارتز سرخ

برطرف كننده احساسات منفي و تقويت كننده عشق و انعطاف پذيري

 لعل بنفش

 لعل بنف يا سنگ شفا دهنده بدبيني و منفي گرايي را از وجود فرد دور مي كند و به او صفا و پاكي مي بخشد  . اين سنگ احساس حقارت و خود كم بيني را در فرد از بين ميبرد و به او يك چشم انداز معنوي مي بخشد. ارامش و صبر را در شخص افزايش مي دهد و قلب را سبك مي كند.اين سنگ كه قدرت پاك كنندگي و تصفيه نفس را دارد  و همه انرژي هاي منفي را از وجود مرد بيرون ميراند

+ نوشته شده توسط سولماز در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت 22:40 |